یا حضرت سکینه س *********** مخمس به غزل حافظ سکینه گفت چه سازم که دادخواهی نیست ز هجر روی پدر جز فغان و آهی نیست به هر کجا که روم همچنان تو شاهی نیست جز آستان توام در جهان پناهی نیست سر
نوحه حضرت رقیه س ********** تضمین به غزل حافظ نمیدانم چه بر سر دارم امشب من از فکر پدر بیدارم امشب چو بلبل رو سوی گلزارم امشب تعالی الله چه دولت دارم امشب که آمد ناگهان دلدارم امشب ادامه مطلب
یا جبل الصبر زینب کبری سلام الله علیها گفت زینب با سر شاه جهان بودی ای جانا چرا چندی نهان در کجا بودی تو دوش ای جان من بر جبین انورت باشد نشان ادامه مطلب
نوحه اِنَّ فِی الجَنَّةِ نَهراً مِن لَبَن لِعَلِیٍّ ( و لِزهرا) و حسینٍ و حسن. لای لایی ای گل بستان من لای لایی ای مه تابان من لای لایی ای شه صد پاره تن إنَّ فِی الجَنَّةِ نَهراً مِن لبَن
یا لَیتَنا کُنّا مَعَک یا اَبناءالحسین ع در خوان حق هستی لَمَک یا لَیتَنا کُنّا مَعَک در هر دلی هستی مَحَک یا لَیتَنا کُنّا مَعَک ای سبط پاک مصطفی ای نور چشم مرتضی ای وارث باغ ف
آدینه و ظهور ، یا اباصالح عج آدینه بوَد روز تو ای مهدی موعود شو جلوه گر ای نور خدا شاهد مشهود در محفل ما رخ بنما ای مه تابان ریزم به قدوم تو سر و عنبر و هم عود ادامه مطلب
یا اباعبدالله الحسین علیه السلام ********** تضمین به غزل سعدی گفت شاه شهدا وعدۀ دیدار آنجاست مادر و جد و پدر چون گل بی خار آنجاست عمّ والاگهرم جعفر طیّار آنجاست خرم آن بقعه که آرامگه
السلام علیک یا ابانا یا صاحب الامر عج **************** تضمین به غزل حافظ دل دیوانۀ من واله و حیران تو باد هر کجا میگذرم روضۀ رضوان تو باد عالم مُلک و مَلَک بندۀ فرمان تو باد خسروا گو
میلاد ابانا صاحب الامر والعصر والزمان عج از چیست تو ای دوست که از دیده نهانی بر دیدۀ دلها چو شب و روز عیانی ای مظهر الطاف خدا بهر معانی افسوس ندانم به کجا یا چه مکانی بنمای رخ مَه
میلاد ابانا صاحب العصر عج مظهر الطاف حق در ماه شعبان آمده بلبل باغ حقیقت سوی بستان آمده مژده ای یاران که یوسف رو به کنعان آمده حامی دین مجری احکام قرآن آمده صاحب تیغ دوسر با امر ی
در فضیلت حضرت ابالفضل العباس ع ای که در معرکۀ عشق یل دستانی عالم از پرتو روی تو بود بستانی هی به مرکب چو زنی ای مه خورشید لقا جبرئیل از پی تو هست به سرگردانی ادامه مطلب
یا ابانا یا اباصالح المهدی عجل علی ظهورک ای ولی اعظم حق حجت اثنی عشر شو برون از پردۀ غیبت به حال ما نگر جملگی هستیم زار و مضطر و خونین جگر تا نیائی در جهان قرآن نگردد با ثمر دشمنا